کار کودکان در همه جا و در همه اشکال آن مذموم و مصداق خشونت فرهنگی است


کار کودکان در همه جا و در همه اشکال آن مذموم و مصداق خشونت فرهنگی است

فرشاد اسماعیلی در خصوص چنین توجیهاتی برای کار کودکان اظهار می کند: اینگونه سخنان در واقع مصداق خشونت فرهنگی است. خشونت فرهنگی به عنوان بازوی توجیهی خشونت ساختاری که محصول روابط قدرت و قانون است عمل می کند.


به گزارش خبرنگار ایلنا، «کار شرم آور نیست و جوهر انسان از نوجوانی یا جوانی است». این را احمد احمدی صدر، دبیر پایگاه اجتماعی شهرداری تهران در رابطه با کار کودکان عنوان کرد. مسئولی که معتقد است کار کودک محل مذموم است که در آن شبکه ها و باندهایی که منجر به استثمار کودک می شود وارد بازی می شوند وگرنه نباید این مفهوم را «موج» کرد! احمدی صدر همچنین از کار کودکان برای کمک به حمایت از خانواده حمایت می کند. او می گوید: «ما در کودکی کار می کردیم و به خانواده کمک می کردیم. ”


فرشاد اسماعیلی (وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق کار) وی در خصوص این اظهار نظر به ایلنا گفت: برای بررسی دیدگاه های مختلف در حوزه کار کودکان ابتدا باید دو مفهوم خشونت ساختاری و خشونت فرهنگی را توضیح دهم. خشونت ساختاری از قوانین و مقررات، یعنی از رابطه قانون و قدرت ناشی می شود. برای مثال در مورد حقوق کودک، خشونت ساختاری به معنای وضع قوانین و مفاهیمی است که منجر به تضییع حقوق کودک می شود. اما در کنار این نوع خشونت، مفهوم دیگری به نام خشونت فرهنگی وجود دارد که در واقع بازویی است که خشونت ساختاری را توجیه می کند. این خشونت وضعیت موجود در روابط قدرت، قوانین و مقررات را توجیه می کند.


به گفته این پژوهشگر حقوق کار؛ خشونت فرهنگی بیش از توجیه قوانین و ساختارهای موجود است. به عبارت دیگر، خشونت فرهنگی همیشه به دنبال خشونت ساختاری نیست، بلکه گاه زمینه نظم و قانون را نیز فراهم می کند.


اسماعیلی تصریح می کند: با این اوصاف برخی صحبت ها در واقع مصداق خشونت فرهنگی است که به نوعی کار کودکان را توجیه می کند. اینکه برخی ادعا می کنند کار مایه شرمساری نیست و کمک به خانواده یا ارتقای مهارت کودک است، یکی از توجیهات کار کودک است.


این پژوهشگر حقوق کار ادامه می دهد: نظریه پردازان کار معتقدند وقتی خشونت ساختاری و فرهنگی در موضوعی خاص نهادینه شود، خشونت فیزیکی یا خشونت آشکار طبیعی می شود. به عبارت دیگر نتیجه چنین وضعیتی برای کودکان کار این است که به راحتی مورد خشونت فیزیکی قرار می گیرند. اینکه در محیط های مختلف و همچنین در حین اجرای پروژه های مرتبط شاهد برخوردهای فیزیکی زیادی با این کودکان کارگر هستیم، نتیجه خشونت درونی شده است.


موضوع دیگری که دبیر قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران به آن اشاره کرد، تمایز میان کار کودک و استثمار کودکان است. کار کودک در کارگاه های خانگی یا در مزارع ممکن است قابل قبول تلقی شود، اما آیا اصلاح کار کودکان سازماندهی شده است؟ آیا کار کودک تنها زمانی مذموم است که کودک را استثمار کند؟ اسماعیلی در پاسخ به این سوال می گوید: کار کودکان عموما اشتباه است و فرقی بین بچه هایی که برای خانواده کار می کنند یا در کارخانه وجود ندارد.


این پژوهشگر حقوق کار در ادامه به طرح کارشناسی ارشد دانشجو اشاره می کند و می گوید: طرحی که در زمان آقای احمدی نژاد مطرح شد و انتقادات زیادی به آن وارد شد، ریشه در یک سنت دیرینه داشت. در زمان های قدیم فردی در سنین پایین در کنار معلم کار می کرد. البته در آن زمان معمولاً سر یک سفره بودند و کلاسهایشان شبیه هم بود، اما این قابل توجیه نیست. زیرا به هر حال حق تحصیل کودک پایمال شده است. کودک نباید تحت فشار جسمی و روحی قرار گیرد و این نوعی خشونت علیه کودک است.


به گفته اسماعیلی؛ کار کودکان در همه جا و به هر شکلی محکوم است. صرف نظر از اینکه کودکان در محیط کار مورد استثمار قرار می گیرند یا خیر، کار کودکان همچنان غیرقانونی است.


وی گفت: استفاده از کودکان طبق قوانین ملی و بین المللی ممنوع است. ما به قراردادهای کار کودکان پیوسته ایم، اگرچه اینها فقط تبلیغات هستند و نمی توانیم خیلی روی این مقررات تکیه کنیم.


وی با تاکید بر اینکه کار کودک قابل توجیه نیست، تصریح می کند: کودک به هیچ وجه نباید عاملی برای ایجاد ارزش اضافی برای کارفرما باشد. کار کودکان ممنوع است و همین امر برای داشتن ضمانت اجرایی قوی برای مخالفت کارفرمایان با استفاده از کار کودک کافی است.


اسماعیلی در ادامه به رابطه کار کودک و سیاست های کلان اقتصادی می گوید: مقررات زدایی، کالایی سازی، کاهش نیروی کار و برون سپاری از ویژگی های سیاست های نئولیبرالی است که در بحث کار کودک دیده می شود.


او گفت: «کودکان ارزان ترین نیروی کار در همه جا هستند. آنها برای کار نیازی به بیمه ندارند، قرارداد ندارند، حداقل دستمزد ندارند، قوانین حفاظت فنی ندارند و به طور کلی بسیاری از وظایف قانون کار برای نیروی کار رعایت نمی شوند. از سوی دیگر در ایران بیش از 60/5 درصد کودکان کار را مهاجران تشکیل می دهند. خود مهاجران نیروی کار ارزان هستند. بنابراین کارگران مهاجر کودک دو برابر نیروی کار ارزان هستند و کارفرما بسیار مایل است آنها را استخدام کند.


اسماعیلی در ادامه بیان می کند که در مورد کالایی سازی، استفاده از کار کودک نوعی کالایی شدن کار کودک است. در حالی که بچه ها اصلا نباید عامل باشند.


این محقق حقوق کار که بر تمایل به برون سپاری در سیاست های نئولیبرالی تاکید می کند، می گوید: «بسیاری از کودکان زیر نظر واسطه کار می کنند. این شرکت ها اغلب از کار کودکان برای کسب سود بیشتر استفاده می کنند. به عنوان مثال بسیاری از کودکان در مشاغلی مانند زباله گردی به کار گرفته می شوند که شهرداری آنها را به پیمانکاران واگذار می کند.


اسماعیلی ادامه می دهد: یکی دیگر از ویژگی های سیاست های نئولیبرالی یعنی مقررات زدایی در کار کودکان به وضوح قابل مشاهده است. مقررات زدایی به معنای کنار گذاشتن قوانین و مقررات برای کسب سود بیشتر است. در مورد کار کودکان نیز قوانین مربوط به کار کودکان به راحتی قابل دور زدن است. ضمانت اجرایی در برابر کار کودکان قوی نیست و کارفرمایان می توانند به راحتی کودکان را استخدام کنند.


به گفته اسماعیلی؛ مزایای استخدام کودکان به قدری زیاد است که جریمه های محدود نمی تواند سد راه کارفرمایان باشد. در عین حال بازرسی کار نیز توجه خاصی به این موضوع ندارد.


وی در پایان به اظهارات اولیه خود درباره مفهوم خشونت فرهنگی بازمی گردد و با اشاره به اظهارات دبیر پایگاه اجتماعی شهرداری تهران خاطرنشان کرد: برخی اظهارنظرها بازوی توجیهی خشونت ساختاری است که محصول رابطه است. بین قدرت و قانون به جای پرورش بازویی که خشونت ساختاری را توجیه می کند، باید آن را قطع کرد.


انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید